فرش‌های جنگ (War Rugs)

دسته بندی: مقالات
تعداد نظرات : 0

جنگ، به عنوان یکی از عمیق‌ترین پدیده‌های اجتماعی، همواره در بطن تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جوامع بشری نقش ایفا کرده‌است. این فرایند مخرب و پرتلاطم، نه‌تنها زندگی فردی انسان‌ها را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد، بلکه وجوه نمادین و فرهنگی جامعه، از جمله هنر، را نیز دگرگون می‌سازد. در جریان جنگ، زبان هنر تغییر می‌یابد، بیان بصری هنرمندان تحت‌الشعاع خشونت و آشوب قرار می‌گیرد و مضامین تازه‌ای چون رنج، مرگ، مهاجرت، مقاومت و اعتراض در آن نمود پیدا می‌کند.

جنگ به‌مثابه فرایندی اجتماعی و تأثیر آن بر تولیدات هنری

ظهور تولیدات هنری جدید در این زمینه، به‌ویژه هنرهای مردمی مثل فرش جنگ، در عین ‌بازتاب واقعیت‌های تلخ جنگ، به مثابه ابزاری برای نقد، اعتراض یا حتی صلح‌خواهی عمل می‌کنند. از دوران ما قبل تاریخ تاکنون، انسان همواره تلاش کرده تا با زبان‌های گوناگون هنری، تجربه جنگ را مستندسازی و بازتاب دهد. این بازتاب‌ها اغلب، ماهیتی انتقادی داشته‌اند؛ به‌گونه‌ای که در آثار متعدد هنری از جمله فرش جنگ، رنج جنگ به تصویر کشیده شده و خواست پایان‌دادن به خشونت، به‌طور نمادین یا صریح، بیان شده‌است. در میان این تولیدات، برخی نمونه‌ها از چنان اهمیتی برخوردارند که قابلیت تحلیل چندوجهی در زمینه‌های مردم‌شناسی، هنر، تاریخ و جامعه‌شناسی را فراهم می‌کنند. در همین راستا، قالی جنگ به عنوان جلوه‌ای بصری از بحران و بقا، جایگاهی خاص یافته‌اند.

قالی‌بافی، هنری مردمی در افغانستان

قالی‌بافی در افغانستان، نه‌تنها یک صنعت دستی، بلکه یکی از کهن‌ترین اشکال هنر مردمی این کشور به شمار می‌رود. این هنر، از قرون گذشته تاکنون، در میان اقوام مختلف افغان ریشه دوانده و به مثابه بخشی جدایی‌ناپذیر از فرهنگ مادی و معنوی این سرزمین حفظ شده‌است. مناطق مختلف افغانستان همچون هرات، قندهار، بلخ، فاریاب و غور دارای سبک‌ها و شیوه‌های خاص قالی‌بافی هستند که در بافت، نقشه، رنگ و مواد اولیه تفاوت‌هایی دارد که در فرش جنگ این منطقه بازتاب یافته‌است.

قالی‌ جنگ افغانستان، بیشتر توسط زنان و دختران بافته می‌شوند و فرآیند تولید آن، هم‌چنان به شیوه‌های سنتی و در کارگاه‌های خانوادگی یا روستایی انجام می‌گیرد. این هنر، در عین زیبایی‌شناسی خاص خود، نقش مهمی در معیشت خانواده‌ها دارد.  در بسیاری موارد، فرش جنگ به یکی از معدود منابع درآمد و بقاء خانواده‌های مهاجر و آسیب‌دیده بدل شده‌است.

در طول تاریخ، برخی از قالی‌ها به‌واسطه مضمون، شیوه تولید یا هدف از بافت، جایگاهی متفاوت یافته‌اند. یکی از این نمونه‌های منحصر به‌فرد، قالی‌های موسوم به «قالی جنگ» (War Rug) است که از دل تجربه جنگ و مهاجرت در افغانستان برآمده‌اند. این قالی‌ها، با نقوشی از جنگ‌افزار، تانک، هواپیما، پرچم و چهره‌های نظامی، تصویری کاملاً جدید و متفاوت از کارکرد سنتی قالی ارائه می‌دهند. این قالی‌ها، که از لحاظ سبک شباهت‌هایی با فرش‌های ناحیه سیستان در ایران دارند، حاصل خلاقیت مردمی در مواجهه با یک واقعیت تلخ‌اند. پرسش مهمی که در اینجا مطرح می‌شود این است که :

“چگونه بافندگان افغانستان، بدون آموزش رسمی هنر مدرن، توانسته‌اند چنین فرمی از بازنمایی جنگ را خلق کنند” ؟

قالی‌ جنگ (war rug)

فرش جنگ افغانستان پدیده‌ای نو در سنت هزارسالۀ بافندگی شرق است. نخستین جرقه‌های این سبک در اوایل دهۀ ۱۳۵۰ش (1970) میلادی زده شد؛ زمانی که هنرمند ایتالیایی (الیگییرو بوئتی) از بافندگان هرات خواست نقشه‌های جغرافیایی و صحنه‌های درگیری خاورمیانه را در قالب فرش جنگ  بر دارهایشان پیاده کنند. با این حال موج اصلی بافت این فرش‌ها از زمستان ۱۳۵۸ش (1979) میلادی، هم‌زمان با تهاجم شوروی، آغاز شد. تصاویر کلاشنیکف، هلیکوپتر میل و تانک T‑62 آرام‌آرام جایگزین ترنج و اسلیمی شد و ظرف چند سال، به‌ویژه در اردوگاه‌های پناهندگان پیشاور، به یک ژانر شناخته‌شده تبدیل گردید.

هدف بافندگان از بافت این قالی‌ها؛

  1. مستندسازی تجربۀ زیستۀ خود در میانۀ آتش و آوارگی
  2. آوازه‌گری سیاسی علیه اشغال و بعدها علیه جنگ داخلی
  3. یافتن منبع درآمدی تازه برای خانواده‌هایی که سنتی‌ترین کالاهایشان دیگر مشتری محلی نداشت.

 بازار هدف از همان ابتدا گردشگران و سربازان خارجی بود؛ قالی‌ها به دلار و مارک خریداری می‌شدند و برای بافنده امنیت اقتصادی نسبی به ارمغان می‌آوردند، هرچند سود اصلی نصیب دلالان می‌شد.

طرح‌ها و نقوش رایج در قالی‌های افغانستان

تنوع و به کارگیری نقوش مختلف در بافت قالی‌ جنگ افغانستان به عنوان یکی از عناصر شاخص موجب شناخت قالی‌های این منطقه می‌شود. در جدول زیر، دسته‌بندی طرح‌ها و نقوش رایج در قالی‌های سنتی افغانستان و فرش جنگ آورده شده است:

دسته‌بندی نقوشنمونه طرح‌ها و ویژگی‌ها
نقوش هندسیلوزی، هشت‌پر، خطوط شکسته، تکرار منظم هندسه، رنگ‌های طبیعی
نقوش حیوانیبز، گوسفند، شیر، پرنده – گاه با ترکیب سمبلیک و در زمینه‌های تزیینی
نقوش گیاهیگل‌های شاه‌عباسی، درخت زندگی، برگ مو و سرو – عمدتاً الهام‌گرفته از طبیعت
نقوش انسانیبه‌ندرت استفاده می‌شود، اما در فرش‌های جنگ دیده می‌شود (چهره شخصیت‌های ملی)
نقوش جنگیتانک، تفنگ، بالگرد، هواپیما، مین، پرچم، نقشه کشور
نقوش ملی_مذهبیمسجد، مناره، پرچم افغانستان، نقشه جغرافیایی، شخصیت‌های جهادی و سیاسی

قالی‌ جنگ افغانستان، به‌عنوان نوعی سند تصویری خودانگیخته، از اهمیت فراوانی برخوردارند. این قالی‌ها، نه‌تنها ابزاری برای بیان تجربه زیسته مردمی از جنگ‌اند، بلکه نمایانگر مواجهه خلاقانه بافندگان محلی با واقعیت‌های سیاسی، اجتماعی و تاریخی می‌باشند. مطالعه این فرش‌ها، می‌تواند درک عمیق‌تری از روان‌جمعی، فرهنگ دیداری و حافظه تاریخی افغان‌ها در دوره جنگ فراهم آورد. بدین‌ترتیب فرش جنگ یا (war rugs) هم سند تاریخ شفاهی است، هم رسانۀ مقاومت و هم کالایی جهانی‌شده؛ محصولی که نشان می‌دهد چگونه یک هنر کهن می‌تواند در دل بحران، روایت نو بیافریند و هم‌زمان چرخ معاش بافنده را بچرخاند.

جمع بندی

قالی‌ جنگ، فراتر از یک محصول هنری، بازتابی از تاریخ، درد و مقاومت مردم افغانستان در برابر جنگ و آوارگی‌اند. این قالی‌ها نشان می‌دهند که چگونه هنر سنتی می‌تواند به ابزاری برای بیان واقعیت‌های تلخ معاصر تبدیل شود. بافندگان، که اغلب زنانی پناه‌جو و خانه‌نشین بودند، توانستند از دل ویرانی روایت خود را ببافند و آن را به جهانیان نشان دهند. در عین حال، فرش جنگ نه‌تنها سندی بصری از دوران اشغال و درگیری است، بلکه مسیری برای بقا و امرار معاش خانواده‌های بی‌پناه نیز بوده‌است. بازارهای جهانی، هرچند گاه با نگاهی تزئینی و بی‌تفاوت، به این فرش‌ها روی خوش نشان دادند و همین استقبال، انگیزه‌ای برای ادامۀ تولید این آثار شد. قالی جنگ امروزه به‌عنوان یک گونۀ خاص از هنر اعتراضی، جایگاهی در موزه‌ها، مجموعه‌ها و مطالعات فرهنگی یافته‌است. این فرش‌ها به ما یادآوری می‌کنند که هنری چون فرش می‌تواند از دل ویرانی برخیزد، صدا شود و حتی راهی برای زنده ماندن بیافریند.

نظرات شما

    02141173

    نیاز به مشاوره دارید؟